به گزارش جهان بدون مرز به نقل از تسنیم،لحن عملیات اقتصادی واشنگتن هر روز تندتر و ابزارش در میدان کم اثرتر میشود؛ محاصره نفت ایران کرایه حمل دریایی جهان را به رکورد بیسابقهای رسانده است و بهای سوخت در خود آمریکا بالا رفته است؛ یعنی هزینه فشار، به حساب طراحش نوشته میشود؛ و پایان این بازی را نه شمارش تحریمها، بلکه پاسخ واشنگتن به شروط هفتگانه تهران برای بازگشایی تنگه هرمز تعیین میکند.
خزانهداری آمریکا در حال بررسی آن است که به بخشی از شناورهای تحریمشده اجازه دهد نفت غیرتحریمی حمل کنند؛ هدف، مهار کرایههای حمل دریایی است که در پی محاصره نفت ایران به رکورد رسیده است، این تصمیم تازهترین حلقه زنجیرهای است که در آن کاخ سفید یکجا لحن جنگ اقتصادی را تندتر کرده و جای دیگر از ابزارش کاسته است؛ از کنار گذاشتن بخشی از تحریمهای روسیه برای تأمین گازوئیل مصرف داخلی آمریکا تا توقف حملات در آستانه انتخابات،
عملیاتی که با وعده بریدن هر شریان اقتصادی ایران آغاز شد، دو ماه بعد در حال پرداخت صورتحساب خود طراح است.
خواسته بزرگتر اما با ابزار قبلی
این سیاست دوم شهریور با بیانیه رسمی کاخ سفید آغاز شد؛ قرار بود هر شریان اقتصادی ایران بریده شود و تهران به تنهایی و ورشکستگی برسد، وعدهها هم تاریخ مشخص داشتند؛ تا هشتم مهر، پروازهای ایران متوقف میشد و فروش نفت آن تمام میشد، هشتم مهر گذشت و هیچیک محقق نشد؛ پروازهای ایران به بسیاری از کشورهای جهان برقرار است و فروش نفت، اگرچه دشوارتر و گرانتر، قطع نشده است.
واشنگتن اما بهجای بازبینی، خواسته را بلندتر کرد؛ ترامپ بهروایت رسانههای آمریکایی گفته است: «لحظهای میرسد که دیر است و نمیتوانیم اجازه دهیم بهعنوان یک ملت باقی بمانند.»، معیار پیروزی دو بار جابهجا شده است؛ نخست از پرونده هستهای به اقتصاد، و اینبار از اقتصاد به هستی یک ملت. تغییر نام عملیات به «انزوای مطلق» در چنین وضعی اعلان فاز تازه نیست؛ اعترافی است به اینکه معیار پیشین به نتیجه نرسیده است، خواسته بزرگتر شده و ابزار، همان ابزار ماه نخست است.
موج دوم تحریمها نیز از همین وضع میگوید، بیشتر نهادهایی که اینبار تحریم شدند سالهاست زیر تحریم کار میکنند و هدفگرفتن دوباره آنان چیزی از ظرفیت اقتصادی ایران نمیکاهد، مقصد اصلی این اقدام اما بانکها و شرکتهای واسطه در سراسر جهان است؛ پیام، ترساندن آنها از همکاری با ایران است.
تجربه نشان میدهد چنین اقداماتی رابطه را از میان نمیبرد؛ فقط گرانتر میکند، سابقه نیز همین را میگوید؛ در دور پیشین فشار حداکثری، صادرات نفتی ایران عملاً به صفر رسید، اقتصاد منقبض شد و پیشبینیها از فروپاشی سخن گفتند، اما ساختار دوام آورد و ظرف چند سال رشد به اقتصاد برگشت، امروز هم کمشدن بارگیری در بنادر معنای تسلیم نیست؛ فروش از محمولههای انبارشده و مسیرهای خشکی ادامه دارد و شرکت ملی نفتکش ایران از دوبرابر شدن حمل نفت و فرآوردههای نفتی در ماههای اخیر خبر داده است.
آزمون عراق و چین
عراق نخستین آزمون میدانی این فرمانها بود، بستن فرودگاههای بغداد و نجف بهروی پروازهای ایرانی در نخستین روزهای مهر دوام نیاورد؛ سفیر این کشور در تهران رسماً اعلام کرد چنین تصمیمی صادر نشده است، مذاکره جای فرمان را گرفت و نتیجهاش برقراری اکثر پروازها میان دو کشور شد؛ بهگفته دفتر نخستوزیر عراق، اکنون روزانه چهل پرواز به نجف در جریان است، این نتیجه حاصل چانهزنی بغداد بود، نه فرمان واشنگتن، چانهزنی هم پایدارتر از فرمان است؛ زیارت و تجارت مرزی آنقدر در زندگی دو کشور ریشه دارد که بازگشت به ممنوعیت آسان نیست. بهگفته وزیر خارجه عراق، این جنگ تا امروز حدود شصت میلیارد دلار به اقتصاد این کشور خسارت زده است، کشوری که چنین حسابی پیشِچشمش است، بیش از آنکه فرمان انزوا را اجرا کند، در پی پایان تنش است.
سقف واقعی این عملیات اما جایی است که فرمان واشنگتن به آن نمیرسد؛ چین، بزرگترین خریدار نفت ایران. ریچارد نفیو، مسئول سابق پرونده تحریمهای ایران در مذاکرات هستهای، معما را صریح گفته است: برای موفقیت، واشنگتن ناچار است بانکهای بزرگ چین را تحریم کند؛ و اگر چنین کند، توافق تجاری با پکن را میبازد یا باید درباره ایران کوتاه بیاید، پکن هم در عمل همین مرز را نشان داده است، در بیانات رسمی، تحریمهای ثانویه را نمیپذیرد؛ اما در رفتار بانکی خود محتاط است و از هر گامی که جنگ مالی را نزدیک کند فاصله میگیرد.
پکن اجازه نمیدهد این عملیات به هدفش برسد، ولی خودش هم بازی را به رویارویی نمیکشد؛ همین احتیاط، خط پایان عملیات است، در سطح جهان نیز همین شکاف دیده میشود؛ دهها کشور در مجمع عمومی سازمان ملل تحریمهای یکجانبه را محکوم کردند و روسیه و چین سازوکار نظارتی شورای امنیت را وتو کردند، عملیاتی که برای تنهاگذاشتن ایران طراحی شده بود، در سازمان ملل تنها ماند.











